شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر بردارد از رخ پرده خورشید جهانتابششود سنگ فلاخن کهکشان را چرخ مهتابش
۲
ز فعل خویش ظالم وقت بیماری کند توبهبه هوش باز آید و دیوانه را افسون کند خوابش
۳
صدف را به که بگشاید دکان در عالم دیگردر این بازار ارزانست گوهرهای نایابش
۴
ز دوران زمین و قصه قارون چه می پرسیمحیط است این و افتادست کشتی ها به گردابش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth