خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر کشم از سینه خود آه گردون سای خویشبیستون را بر کنم چون گردباد از جای خویش
۲
سینه را از داغهای دل چراغان کرده امدسته گل بسته ام از لاله صحرای خویش
۳
اضطرابم در بیابان ها بود موج سرابمی روم بهر تماشا بر لب دریای خویش
۴
تا نسازد آرزو تکلیف بر هر در مرابندها از کنده زانو نهم بر پای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲