خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد که چون تو پادشهی بندهات شومقربان اختلاط فریبندهات شوم
۲
بیعانهٔ هزار غلام است خندهاتسد بار بندهٔ لب پر خندهات شوم
۳
سد کس به یک نگه فکنی در کمان لطفشیدایی نگاه پراکندهات شوم
۴
پروانه سوزد از پی سد گام پرتوتسرگرم شمع عارض تابندهات شوم
صفحهٔ ۱ از ۲