شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه بود در کلبه ام چون در ته دامن چراغخانه من ز آتش گل می کند روشن چراغ
۲
جوهر شمشیر او را کرد خون من علممی رساند تیغ بر خورشید از روغن چراغ
۳
پشت بام خانه اش سیلی زند مهتاب راهر که چون فانوس دارد زیر پیراهن چراغ
۴
تیره روزان می کنند از آه روشن خانه رادر بغل دارد بنفشه از گل سوسن چراغ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth