شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خشک است ز بی مهریی ایام دماغمدر آرزوی روغن آبست چراغم
۲
زخم جگرم کرده بناصور ارادتای دست مروت منه انگشت به داغم
۳
ریزند اگر در چمنم آب زمردچون برگ خزان دیده دمد سبز دماغم
۴
از آبله ام چشمه خون سر هر خارانگشت نما گشت ره از پای سراغم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth