خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانمبنای بیمدارم مهره های نرد را مانم
۲
نشد جز سوختن از کوچه گردی حاصل عمرمبه شهر تیره بختی مشعل شبگرد را مانم
۳
ز رشک رنگ سرخم لعل در کان رنگ گرداندبه چشم کهربا طبعان عقیق زرد را مانم
۴
نمی گردد ز دست ناله شمع کشته ام روشنندارم از اجابت بهره آه سرد را مانم
صفحهٔ ۱ از ۲