خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به کف مانند گل مشت زری می داشتمدر بغل چون غنچه گلبرگ تری می داشتم
۲
راه دور عشق با مقراض پا نتوان بریدقطع می کردم من این ره گر سری می داشتم
۳
آب می دادند چون دریا سخن های مراچون صدف گر در کف خود گوهری می داشتم
۴
سبز شد همچون لباس خضر زنگار دلممی شدم آئینه گر اسکندری می داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲