خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا از خنده آن گل حدیثی گفت در گوشمکه همچون حلقه گرداب شد از گریه آغوشم
۲
مرا گر محتسب از پای خم در پای دار آردسبوی باده رقصد چون سر منصور بر دوشم
۳
غبار راه اگر چون گردباد از خود بیفشانمفلک گردد نهان تا حشر زیر گَردِ پاپوشم
۴
می پر زور من بردار از جا آسمانها رابه دوران رحم کن ای مدعی بگذار سرپوشم
صفحهٔ ۱ از ۲