شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی تو امشب بس که احوال خرابی داشتماز تهی آغوش خود پیچ و تابی داشتم
۲
پیکرم می جست همچون نبض بیماران ز جاتا سحر چون موج سیماب اضطرابی داشتم
۳
آتشم افسرده روی و در چراغم نم نبودبی جمالت خانه بی آب و تابی داشتم
۴
اشک می پاشید بر اطراف مژگانم نمکگاه می گفتم به چشم خود که خوابی داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth