شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون گل تمام داغم و خرم نشسته امبر روی زخم خویش چو مرهم نشسته ام
۲
عمریست از هوا و هوس چشم بسته امچون غنچه فارغ از غم عالم نشسته ام
۳
پوشیده ام چو خامه لباس سیاه رادر مرگ اهل هوش بمانم نشسته ام
۴
انگشت تر نکرده ام از بزم اهل جودسیلی زنان به سفره حاتم نشسته ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth