خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیابان گردم و از کشور آرام بیرونممتاع کاروان گردباد دشت مجنونم
۲
نمی دانم کدامین شوخ قصد کشتنم داردکه همچون موجه سیماب در تن می تپد خونم
۳
ز من چون غنچه های باغ بوی درد می آیدنسیم کوچه باغ گلشن دلهای محزونم
۴
نمی گردد صدف روشنگهر تا در صدف باشدچراغم زیر دامانست تا در زیر گردونم
صفحهٔ ۱ از ۲