شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به سودای تو از خانه به بازار شدیمهر کجا درد و غمی بود خریدار شدیم
۲
در پی نفس و هوا بیهوده گردی کردیماین زمان در پی آن یار وفادار شدیم
۳
بلبل ما به دل بیضه تمنای تو داشتبال پرواز گشادیم و گرفتار شدیم
۴
بر رخ ما در گلزار تماشا بستندسعی ها ساخته خار سر دیوار شدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth