خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تلخکامم از دل پر مدعای خویشتنمی خورم زهر از برای آشنای خویشتن
۲
آرزوها بر سرم آورده سودا را به جوشچند روزی شد نمی یابم هوای خویشتن
۳
نی گریبانی رفو کردم نه چاک دامنیمی زنم بر سینه دست نارسای خویشتن
۴
بالش آسایشی هرگز نمی باشد مرامی نهم چون شمع شبها سر به پای خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۳