خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آتش عشق تو آب شد جگر منمرحمتی کن به حال چشم تر من
۲
من که و جسم ضعیف گرد تو گشتنقابل پرواز نیست مشت پر من
۳
چند چو یوسف روی ز خانه به بازاررحم به حال پدر کن ای پسر من
۴
بی گل روی تو کوته است زبانمخارم و با کس نمی رسد ضرر من
صفحهٔ ۱ از ۳