شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی آیی به بالینم نمی گیری خبر از منالهی دل به بی رحمی دهی گردن بتر از من
۲
به کنج خانه امشب از غمت چندان فغان کردمکه در فریاد شد همچون جرس دیوار و در از من
۳
من آن مرغم که در صحن گلستان بود پروازمتمنای وصالت ریخت آخر بال و پر از من
۴
چه خواهی کرد اگر فردای محشر دامنت گیرمچرا امروز می پیچی تو همچون غنچه سر از من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth