خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دریا کرده ام خو موج آبم می توان گفتنبه کف دارم سر بی تن حبابم می توان گفتن
۲
به شاخ شعله دارم آشیان مانند پروانهسمندر طینتم مرغ کبابم می توان گفتن
۳
به باغ دهر چون شبنم ندارم خواب آسایشچو اهل کاروان پا در رکابم می توان گفتن
۴
به مردم می نمایم خویش را و لیک نابودمدر این صحرای بی پایان سرابم می توان
صفحهٔ ۱ از ۲