خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی گردد صدای جود از اهل کرم بیروننمی آید ازاین دریادلان عمریست نم بیرون
۲
سراب از حیله دنیاپرستان سر به صحرا زدسزای آنکه در این عهد آید از عدم بیرون
۳
ندارد احتیاج زیب و زینت عزت ذاتینگردد بوی مشک از ناف آهوی حرم بیرون
۴
بود بیم خطر از همنفس تنهانشینان رانمی آید ز عکس خانه آئینه دم بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲