شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی نهم به تماشای گل قدم بی تونمی زنم به کسی همچو غنچه دم بی تو
۲
کتابتی به تو انشا نمی توانم کردفتاده است ز انگشت من قلم بی تو
۳
شدست کشورم از رفتن تو زیر و زبرگرفته ملک دلم را سپاه غم بی تو
۴
به داغ سینه خود مرهمی که بگذارمفتیله می شود و می کند ستم بی تو
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth