خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی چو گل نشینم در خون تپیده بی توخارم شکسته بر پا دستم بریده بی تو
۲
بی روی تو نگاهم صیدیست زخم خوردهمژگان بود به چشمم تیر خلیده بی تو
۳
از بوی صندل آید درد سرم به فریاداز یاد سرمه افتد خاکم به دیده بی تو
۴
برگ خزان به رویم سیلی زنان نشستهای گل بیا که عمریست رنگم پریده بی تو
صفحهٔ ۱ از ۲