خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبها بود چراغم از دود آه بی توچون شمع کشته دارم روز سیاه بی تو
۲
او را ز صبح و شامم باشد دعای حیاتمحرابم آسمان است ای قبله گاه بی تو
۳
بر نقش پای هر کس از بی کسی زنم دستدامن فشاند از من چون گرد راه بی تو
۴
بینم به پرده چشم خاصیت کتان راشبها اگر به مهتاب سازم نگاه بی تو
صفحهٔ ۱ از ۲