شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کبابم کرده بی پروا خرامی چشم می پوشیقلندر مشربی یک شهر عاشق خانه بر دوشی
۲
مرصع آستین گل در گریبان نازک اندامیمنقش جامه زرین کمربندی کله پوشی
۳
بدن یک پیرهن روحی میان ز آب خضر موجیقد نظاره مشتاقی پر از خمیازه آغوشی
۴
سیه بی سرمه مژگانی بسی بی باده رنگینینگه خاموش گویایی زبان گویایی خاموشی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth