شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از کدامین چمن ای سرو روان می آییهمچو گل برزده دامان به میان می آیی
۲
چین به ابرو زده چشم لبالب و غضبترکش ناز پر از تیر و کمان می آیی
۳
ماه را پیرهن هاله به تن چاک شدهپرده بر روی کشیده ز کتان می آیی
۴
آستین برزده و خنجر خونریز به دستای جفاپیشه به قصد دل و جان می آیی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth