خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل به سر بر زده و پا به حنا می آییسرو من از چمن نشو و نما می آیی
۲
هر که از دور تو را دید جوان می گرددتازه روز چون خضر از آب بقا می آیی
۳
گل کند غنچه صفت خنده خود را پنهانچون تو در پیرهن شرم و حیا می آیی
۴
کوچه باغ نظرم گشته لبالب ز گلابعرق آلوده چو شبنم ز کجا می آیی
صفحهٔ ۱ از ۳