خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۳
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقاب از رخ برافگندی نمودی روی زیبا راز غیرت داغ کردی در چمن گلهای رعنا را
۲
به دل دارم من شوریدهخاطر این تمنا رابه چشم لطف اگر بینی گرفتاران شیدا را
۳
به ما هم گوشه چشمی که رسوا کردهای ما را
۴
به جانِ خستهٔ محزونِ من هردم رسد صد نیشچه سازم اینچنین دردی که باشد با من دلریش
صفحهٔ ۱ از ۴