شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۴۴

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون تاب به کلبه ام ای سیمتن درایداغم شکفته است به سیر چمن درای
۲
ای شمع بزم سوختگان در سخن دراییک بار بی طلب به شبستان من درای
۳
چون بوی گل نهفته در این انجمن درای
۴
امروز هوش از من بیمار رفته استرنگ از رخم پریده به یکبار رفته است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth