خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۶
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق چون آمد به دل در سینه غم نامحرم استدر دیار حاکم عادل ستم نامحرم است
۲
اهل دل را نقش پا گر در حرم نامحرم استمن به جایی می روم کانجا قدم نامحرم است
۳
وز مقامی حرف می گویم که دم نامحرم است
۴
خویش را ای گل به چشم عندلیبان جا مکندیده اغیار را روشن به خاک پا مکن
صفحهٔ ۱ از ۵