خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۷
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سیر پرشور و چشم لاغر و پشت خمی دارمدرین وادی فراوان درد و بی پایان غمی دارم
۲
پریشان خاطرم امروز گویا ماتمی دارملب خشک و دل خونین و چشم پر نمی دارم
۳
نگهدارد خدا از چشم بد خوش عالمی دارم
۴
مرا افگنده بر خاک مذلت پله هستیبلندی های بیجا کشکشان آورد در پستی
صفحهٔ ۱ از ۶