خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۲
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی ز خانه برون با صد آرزو رفتمفگنده سبحه و سجاده کو به کو رفتم
۲
شکسته توبه و زنار در گلو رفتمسحرگه در طلب ساغر و سبو رفتم
۳
به کار خانه زاهد به جستجو رفتم
۴
به خاطر تو چو شبنم به بوستان بودمشکسته رنگ تر از چهره خزان بودم
صفحهٔ ۱ از ۴