خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۳
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قامت خمگشته را مرگ خبر میکندمحمل گل را خزان زیر و زبر میکند
۲
همچو جرس مرغ دل زمزمه سر میکندقافلهسالار ما عزم سفر میکند
۳
قافله شب گذشت صبح اثر میکند
۴
دوش به گلشن مرا ذوق تماشا کشیدرفتم و کردم به شوق تکیه به نخل امید
صفحهٔ ۱ از ۴