شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۵

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده را عمری به مردم آشنا کردم نشدسینه را آئینه صدق و صفا کردم نشد
۲
با بد و نیک جهان عهد و وفا کردم نشددر دل هر کس ز روی مهر جا کردم نشد
۳
خانه شادی به روی خویش وا کردم نشد
۴
مدتی چون سایه بودم در قفای شیخ و شابروزگاری همنشین بودم به مینای شراب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth