شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۶

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برده تیغ ابرویت آب از دم شمشیرهازخم کاری خورده‌ای مژگان شوخت تیرها
۲
پیش خطت عاشقان را کم شده تدبیرهاای زبون در حلقه زنجیر زلف شیرها
۳
سر به صحرا داده یی زلف خوشت نخجیرها
۴
منت احسان گدا از اهل دنیا می کشدساغر از لب تشنگی خود را به مینا می کشد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth