شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۵۸

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید شد آمد به رقص از جوش می دستارهاساغر خورشید گل کرد از سهر کهسارها
۲
ساقیان کردند پای انداز خم دیدارهاروزه محمل بست و شد میخانه گلزارها
۳
خلعت عیدی گرفت از رنگ می رخسارها
۴
از هجوم نازنینان قصر شیرین گشت شهرغیرت خورشید و ماه رشک پروین گشت شهر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth