خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۹
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ستمگر ز کجا تازه و تر می آییدامن آلوده به خوناب جگر می آیی
۲
در بغل شیشه و خنجر به کمر می آییچهره افروخته چون می به نظر می آیی
۳
از شکار دل گرمی که به در می آیی
۴
سبزه در صحن گلستان خط ریحان گردیدنخل شمشاد به هر سوی خرامان گردید
صفحهٔ ۱ از ۴