شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به استغنات میرم سرو استغنا بلند منکه خوش راضیست از تو جان استغنا پسند من
۲
سرت گردم به رقص آور دلم را گرم سویم بینکه نیک است از برای چشم بد دود سپند من
۳
من این تار نگه را حلقه حلقه می‌کنم اماشکاری را که من دیدم زیاد است از کمند من
۴
حلاوت بخشیی گاهی به شکر خنده میفرمابه زهر چشم خود مگذار کار زهر خند من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth