شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راهروم به شهر دگر چون هلال اول ماه
۲
به سبزی سر خوان کسی نیارم دستکنم قناعت و راضی شوم به برگ گیاه
۳
کشیده باد مرا میل آهنین در چشماگر کنم به زر آفتاب چشم سیاه
۴
دل چو آینه ام تیره شد در این پستیبس است چند نشینم چو آب در تک چاه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth