شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زین سرونشان یافتم آن سرونشان راآن سرونشان نازم و این سرونشان را
۲
زلفش بربود از من و خلقی دل و دانمنستانم از او چون دگران من دگر آن را
۳
چشم و مژه و ابروی او یا دو کمان‌داربر قصد هم آورده به کف تیر و کمان را
۴
رفتیم پی گندم خالش من و آدماو داد مکان از کف و من کون و مکان را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth