شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارصغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱ای ازلی ذات از عیوب مبرا←شمارهٔ ۲ز ممکنات توان دید طلعت او را←شمارهٔ ۳چه مایه میدهد اردی‌بهشت بستان را←شمارهٔ ۴زین سرونشان یافتم آن سرونشان را←شمارهٔ ۵زاهدا کمتر نصیحت کن من دیوانه را←شمارهٔ ۶چو من آراستم ز آیینه دل جلوه‌گاهش را←شمارهٔ ۷هر گه بیفشانی به رخ زلف سیاه خویش را←شمارهٔ ۸ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا←شمارهٔ ۹از آن ندیده کسی آفتاب روی تو را←شمارهٔ ۱۰به چنگ آرم شبی گر طره جانانهٔ خود را←شمارهٔ ۱۱شبی فرهاد اگر بیند به خواب آن لعل نوشین را←شمارهٔ ۱۲تا بود زلف تو اسباب پریشانی ما←شمارهٔ ۱۳جانا ز که آموختی این عشوه گری را←شمارهٔ ۱۴در روی این زمین که تویی صد هزارها←شمارهٔ ۱۵شد به زلف یار هر که مبتلا←شمارهٔ ۱۶گر نبینم روزی آن مهر جهان افروز را←شمارهٔ ۱۷موشکافی به جهان گرچه بود پیشهٔ ما←شمارهٔ ۱۸جانا ز روی خویش بر افکن نقاب را←شمارهٔ ۱۹عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مرا←شمارهٔ ۲۰شکرلله که شده جای تو اندر دل ما←شمارهٔ ۲۱اگر به جرم محبت کنند پوست، مرا←شمارهٔ ۲۲ویرانهٔ آن گنج نهان است دل ما←شمارهٔ ۲۳داده ام جا به سر هوای تو را←شمارهٔ ۲۴چند به چهره افکنی زلف سیاه خویش را←شمارهٔ ۲۵خدای ساخته گنجینه گهر ما را←شمارهٔ ۲۶در روزگار چون گذرد روزگار ما←شمارهٔ ۲۷جز می کشیدن حاصلی کو گردش ایام را←شمارهٔ ۲۸من از دل رخ نتابم زانکه یارم رخ نمود اینجا←شمارهٔ ۲۹گردون همیشه پست کند ارجمند را←شمارهٔ ۳۰چو در کویت وطن دارم نجویم باغ رضوان را←شمارهٔ ۳۱بگشود تا به خنده لب نوشخند را←شمارهٔ ۳۲مکن باور به یک منوال دور زندگانی را←شمارهٔ ۳۳دور کن یکدم ز خود جهل هوی اندیش را←شمارهٔ ۳۴فرقی نمانده در عمل خوب و زشت ما←شمارهٔ ۳۵رفت اختیار ما به نگاهی ز دست ما←شمارهٔ ۳۶پایهٔ آمال محکم در جهان کردن چرا←شمارهٔ ۳۷اگر مشاهده خواهی جمال یزدان را←شمارهٔ ۳۸ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا←شمارهٔ ۳۹ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها←شمارهٔ ۴۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth