شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشبگل از رخسار او در بزم گلشن گلشنست امشب
۲
پی ایثار او لعل و عقیق و لؤلؤ و مرجانمرا از اشک خون آلود دامن دامنست امشب
۳
بده ساقی می گلگون بزن مطرف دف و بربطکه بزم از غیر چون وادی ایمن ایمن است امشب
۴
به پیش ناوک مژگان آن ترک کمان ابروزره آسا دل مجروح روزن روزن است امشب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth