خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آدمی را ز شرف تاج کرامت بسر استحیف و صد حیف که بیچاره ز خود بیخبر است
۲
بنگر انسان و مقامش که بود محرم رازخلوتی را که فلک حلقه بیرون در است
۳
هست انسان بمثل آینهٔی در بر دوستاو بخود ناظر از این آینه پا تا بسر است
۴
مطلع طلعت صانع شده مصنوع بلیاندر آئینه عیان طلعت آئینه گر است
صفحهٔ ۱ از ۳