خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوستیعنی دو بوسه زان لب خندانم آرزوست
۲
صیاد تا به دام تو گردیده ام اسیردیگر نه طرف باغ و نه بستانم آرزوست
۳
تا نسبتی بزلف تو پیدا کنم مدامسرگشتگی و حال پریشانم آرزوست
۴
بر کف گرفته ام پی ایثار جان و سردیدار روی دلکش جانانم آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۲