خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیستمرده پندارش که هیچ از عمر برخوردار نیست
۲
معرفت موقوف دیدار است و بس یا للعجبچو نشود عرفان حق حاصل اگر دیدار نیست
۳
عالم ایجاد از روی مثل آئینه ایستواندر آن آئینه پیدا جز جمال یار نیست
۴
سرمهٔ تحقیقت ار بخشد بچشم دل ضیاءغیر او بینی در این دیر کهن دیار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲