شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آدمی را ز شرف تاج کرامت بسر استحیف و صد حیف که بیچاره ز خود بیخبر است
۲
بنگر انسان و مقامش که بود محرم رازخلوتی را که فلک حلقه بیرون در است
۳
هست انسان بمثل آینهٔی در بر دوستاو بخود ناظر از این آینه پا تا بسر است
۴
مطلع طلعت صانع شده مصنوع بلیاندر آئینه عیان طلعت آئینه گر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth