شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به فدای تو من و هر چه هستوی تو حقیقت بت و من بت پرست
۲
دیگرم از غم نفسی هست نیستاز منت ای جان خبری نیست هست
۳
خار بیابان جنون نی همینپای ز مجنون دل آزرده خست
۴
هر سر خاری که بپایش خلیددر دل و در دیدهٔ لیلی شکست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth