شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منت دلم ز حلقهٔ موی تو میکشدکان را ز دیر و کعبه بسوی تو میکشد
۲
با روی زرد گرم فرار است آفتابگویا خجالت ازمه روی تو میکشد
۳
زیبد اگر زند به سر هر دو کون پایمیخوارهٔی که می‌ز سبوی تو میکشد
۴
زان دم که پا ز دامن مادر کشیده‌امعشقم عنان گرفته به سوی تو میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth