خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مرغ سحر! حسرت بستان که داری؟این ناله به اندازهٔ حرمان که داری؟
۲
ای خشکلب بادیه! این سوزِ جگرتابدر آرزوی چشمهٔ حیوان که داری؟
۳
ای پای طلب این همه خون بسته جراحتاز زخم مغیلان بیابان که داری؟
۴
پژمرده شد ای زردگیا! برگِ امیدتامید نم از چشمهٔ حیوان که داری؟
صفحهٔ ۱ از ۲