شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشین بگوش دلم‌ آمد ز مرغ سحرکای خفته خیز ز جا بر بند بار سفر
۲
رفتند همسفران زیشان تو مانده قفاغافل ز دوری ره خفته به راهگذر
۳
ای کرده دین خدا در کار دنیی دونعاقل نکرده چنین دیوانهٔی تو مگر
۴
گه گه ز کاخ و سرا بگذر به مقبره هارو جای خویش ببین ماوای خود بنگر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth