خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۰ - سخت و سست
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخت گرانی به درختی نشستسست بُد آن شاخ و بهم درشکست
۲
چونکه بدان شاخ شکست اوفتادمرد از آن اوج به پشت اوفتاد
۳
خورد شد اندر تن وی استخوانبانگ بر آورد و خروش و فغان
۴
مرد حکیمی به وی آندم گذشتواقعه پرسید و خبردار گشت
صفحهٔ ۱ از ۴