شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۶ - مصاحبت دو نادان

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود یکی مرد تهی مغز خامبا زن خود خفته شبی روی بام
۲
کرد به حیرت سوی گردون نظروز زن خود جست ز انجم خبر
۳
زن ز کسان آنچه که بشنیده بودگفت و در آن مرد تحیر فزود
۴
داد از آن جمله خط کهکشانبا سر انگشت به شوهر نشان
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth