شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۶۱ - حکایت

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنیدم که رستم به مازندرانچو بر کشتن دیو بستی میان
۲
بدیدی کهن اهرمن را به خواببه خود کردی از روی مردی خطاب
۳
که در خوابش ار لخت بران زنمچه سان دم ز مردی به دوران زنم
۴
خود آن فتنهٔ خفته بیدار کردپس آنگه بوی عزم پیکار کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth