خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۲ - در ستایش و تعریف فردوسی علیهالرحمه به الفاظ فارسی
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو تن پهلوان سخن در میانسخن بودشان از تن و از روان
۲
یکی گفت بایست نیروی تنکه گفتار فردوسی است این سخن
۳
«ز نیرو بود مرد را راستی»«ز سستی کژی زاید و کاستی»
۴
یکی گفت پرورد باید روانکه فرموده آن شاعر پاکجان
صفحهٔ ۱ از ۸